تبليغاتX
قایقی شیشه ای بر آب زلال چشمانت
قایقی شیشه ای بر آب زلال چشمانت
رفتی از یادم دیگه واسه همیشه.. دل من دیگه برات تنگ نمیشه...
چهارشنبه 20 تیر1386
قصه ی من قشنگ تموم شد

 

همه چی قشنگ تموم شد

نمی دونم اون موقع که می خواستم واسه نماز صبح صداش بزنم چقدر از امام رضا کمک خواستم

نمی دونم چقدر از اون بالا حرو رو نگاه کردم

نمی دونم چند بار دستم رفت به سمتش تا صداش کنم..

اما بالاخره صداش کردم

نفهمید من بالا سرشم

اما فهمید که یکی داره با مهربونی صداش می زنه..

واسه همین تا منو دید تعجب کرد.

گفتم : همه گفنت اون تا تو رو ببینه غش می کنه. حالا که غش نکردی پا شو نمازتو بخون

نمی دونم پا شد یا نه چون من زود رفتم..

خوشحال بود.. خوشحال بودم

لبخند زد.. لبخند زدم

گفت منتظرت می مونم اگه بر نگشتی اشکال نداره.. منم می رم

..

الان من خیلی خوشحالم..

اما نمی دونم اون وقتی بفهمه دیگه بر نمی گردم خوشحال می شه یا نه

این قصه ی من بود

شیرین شروع شد.... تلخ گذشت

اما مهم این بود که شیرین هم تموم شد...


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 18:18 توسط : قایق شیشه ای
دوشنبه 6 آذر1385
دو رو

 

سلام

 

یه سلام سرد که دلم می خواست یاسمن گرمش کنه ولی نمیشه.. یعنی واقعا دیگه نمیشه..

یادمه یه روز یکی گفت اگه یه نفر رو واقعا دوست داری ترکش کن...

گفتم برو بابا! مگه می شه آدم یه نفرو دوست داشته باشه و بعد ولش کنه به امون خدا؟؟

حالا میبینم این تنها راه بود.. این تنها راهی بود که می تونستم انجام بدم

بهم گفت حرفای گنده گنده نزن.. گفتم تو داری با افکار بچگونه نگاه می کنی...

گفت با من ادبی صحبت نکن.. گفتم تو یعنی واقعا نمی تونی حرفامو درک کنی؟

هی گفت و هی من گفتم...

چند بار یه حرفی زد که ازم خواست به هیچ کس نگم...

خیلی حرف زدیم

می دونست هر دوتامون همدیگه رو دوست داریم..

گفتم.. تو حرفات دوتاست.

گفت .. دو رو نیستم..

گفتم .. فکر نکنم ما بتونیم دیگه با هم دوست باشیم.. مگه نه؟

کاش هیچ وقت این سوال رو ازش نپرسیده بودم تا تو جواب نشنوم:

اینو تازه فهمیدی؟ من یه ساله که فهمیدم!

اون لحظه رو هیچ وقت یادم نمیره

مکس کردم و گفتم برای خودم متاسفم..

بعد چند بار تو دلم تکرار کردم

  دو رو... دو رو... دو رو..

 

 

این پست آهنگ ندارد

سوال این پست

وقتی ببینی تو چشماش تنفر موج می زنه چیکار می کنی؟

 

 


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 20:8 توسط : قایق شیشه ای
شنبه 20 آبان1385
کاش زندگی بازی بود و ما بازیگراش

 

فیلم نامه رو هر دوتامون از بر بودیم

من باید روبه روت می ایستادم و می گفتم:

"سلام عزیزم.. خیلی دلم می خواست به خاطر اشتباه دیروزم ازت عذر خواهی کنم"

تو هم باید می خندیدی و می گفتی:

"سلام .. غصه ی غم دنیا رو نخور مطمئن باش ما همیشه همدیگه رو داریم و هر اشتباهی ازمون سر بزنه همدیگه رو می بخشیم مگه نه؟؟"

من با خنده باید می گفتم:

خیلی خوشحالم از این که تو رو دارم..

 قبل از این که می خواستیم نمایش رو اجرا کنیم یه نگاه بهت کردم.. تو هم همینطور..

می دونستم که تو هم داری تو دلت می گی کاش این فقط یه نمایش نامه نبود...

                 

            

                             آهنگ این پست                          

    عزیزم

  

    سوال این پست

اگه بهت بگه تو چشاش نگاه کنی و یه جمله بگی چی میگی؟

من می گم کاش هر دوتامون می موندیم


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 13:43 توسط : قایق شیشه ای
چهارشنبه 10 آبان1385
نوبت تو بود..

گفتی: من چه جور آدمیم؟

گفتم: ناراحت نمی شی؟

گفت: نه

گفتم: عقده ای!

گفت: چرا عقده ای؟؟

گفتم: از بغضی که تو گلوته فهمیدم

گفتی: دوست داری چه جور آدمی باشم؟

گفتم: باهام بد نباشی.. به حرفای دیگرون توجه نکنی.. دروغ نگی..

پریدی وسط حرفم و گفتی: یعنی اون چیزی که تو دوست داری؟

گفتم: آره

روتو کردی اون ور

گفتم: اگه می خوای صحبت کنی تو چشام نگاه کن.. مگه تو همیشه نمی گفتی همه چیز رو از چشام می خونی؟

گفتی: واسه چیزایی که می دونم نیازی نیست تو چشات نگاه کنم..

 

 

ادعا از هنگامه


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 20:22 توسط : قایق شیشه ای
دوشنبه 8 آبان1385
تو اصلا می دونی زندگی یعنی چی؟!

 

 

نوشتی:

اگر زندگی چاپ دوم داشت هرگز نمی گذاشتم غلط چاپی داشته باشد

نوشتم:

کتابی که کهنه شده باشه به درد نمی خوره

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 15:22 توسط : قایق شیشه ای
یکشنبه 30 مهر1385
امتحانی که تو دادی

 

برگه ی امتحانی تو رو تصحیح کردم گفتم:

نمره ی تک آوردی

تو اخراجی.. برو از قلبم بیرون

 

اومدی و مظلومانه نگاهم کردی و گفتی

خرداد کی می رسه؟

می خوام دو باره امتحان بدم

 

گفتم:

اخراجی با مشروط شدن فرق می کنه..

 

بعد ازت خواستم دیگه نیای تو کلاس من ثبت نام کنی چون من همچین شاگردی نمی خوام

 

رفتار دیروزت نشون می داد که قبول کردی..

پس بذار من همینی که هستم بمونم

تو هم برم یه کلاس دیگه ثبت نام کن

خوشحالم..

دیگه نمی خواد به خاطر آوردن نمره های تک تو

اشک بریزم

 

تصویر این پست

تقدیم به دوستای عزیزم

یا تو یا هیچ کس دیگه

 

موفق باشین..

 


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 22:25 توسط : قایق شیشه ای
جمعه 21 مهر1385
هر کسی ...

اون روز گفتی که حرفاتو به هر کسی نزنم و فقط پیش خودم نگه دارم
من هیچ وقت حرفاتو به هر کسی نگفتم...
 
گفتی به هر کس اعتماد نکنم و درد و دل های تو رو به عنوان تجربه به هر کسی نگم
من هیچ وقت درد و دل های تو رو به عنوان تجربه به هر کسی نگفتم...
 
گفتی راز های موفقیتی رو که گفتی به هر کس نگم
اون همه چیز بهم گفتی و من به هر کسی نگفتم...
 
اما تو الان از من چی ساختی؟؟؟
 
یکم که فکر می کنم می بینم باید تو رو ترک کنم
و برم با یکی که هیچ کدوم از اینایی رو که یادم دادی یاد نگرفته باشه...
چون من چیزای خوبی از تو یاد نگرفتم
 
یکم که می گردم می بینم یه گوشه نشسته ...
 می خوام برم باهاش دوست شم چون هیچ کدوم از این چیزایی رو که یادم دادی بلد نیست...
 
میرم جلو ... می پرسم اسمت چیه؟
 
می گه هر کسی...
             
  
                 
 
آهنگ این پست از "وحید"
تقدیم به همه ی دوستام
باورم نمیشه
 
 
 
راستی هر کس خواست آیدی من رو اد کنه تا راحت تر بتونم خبر آپ شدن وبلاگ رو بهش بدم
salverboat@yahoo.com
موفق باشین

ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 15:40 توسط : قایق شیشه ای
دوشنبه 10 مهر1385
یه سلام.. به ارزش یه دوست

 

سلام...

 

چقدر سلام کردن لذت بخشه..

 

سلام فقط از ۴ تا حرف غیر تکراری درست شده اما واسه خودش دنیایه..

 

یه دنیای خیلی عجیب و پر محتوا..

 

تا حالا خودت به معنی سلام دقت کرده بودی؟؟؟

 

وقتی به یکی سلام می کنی یعنی براش ارزش قائلی..

 

تو همونی که اولین سلام دوستیمون رو بهم دادی

 

ولی الان اونی که دیروز بهم گفت تو حتی ارزش سلام کردن هم نداری...

 

 

                     

آهنگ این پست

       نارفیق


 


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 16:35 توسط : قایق شیشه ای
شنبه 1 مهر1385
بذار یه مدت خودم باشم... از جنس خودم نه شیشه

سلام

 

این سلام شاید آخرین سلام من باشه

 

من یه دختری بودم که تو اوج نوجوونیش به یه دختر دیگه دل بست..

آره.. یه دختر..

من همه ی احساساتم رو بهش دادم .. زندگیمو

اون هم همینطور

اما... دیگه همه چیز تموم شد

همه چیز

اون خیلی مغرور بود.

نمی گم خودخواه اما فقط خودشو می دید

من چون ازش کوچیکتر بودهم.... بیخیال

 

من امروز می خوام از وبلاگ نویسی خداحافظی کنم

چون دیگه یاسمنی برای من وجود نداره تا من براش بنویسم

یاسمن

127 تا شعر... 20 تا داستان های کوتاه... اون همه دست نوشته و هدیه.. ارزونیت

هر چی هم گفتی اشکال نداره.. حلالت می کنم

هر چقدر هم بهم گفتی ازت متنفرم  مهم نیست...بیخیال می شم

اون دروغ هایی هم که گفتی نشنیده می گیرم

فقط یه کارت رو نمی بخشم

 

تو من رو.. احساساتم رو.. زندگیم رو... هر چی رو که برات گذاشته بودم به یه پسر فروختی..

یاسمن..

هیچ وقت نتونستم حرفای دلم رو بهت بزنم..

هیچ وقت نخواستی حرفام رو بشنوی

دیگه برام اون مهربونیات.. همدردی هات.. ارزشی نداره یاسمن..

فکر نکن به یادت نیستم..

فکر نکن از اوضاع احوالت بی خبرم

 

اما من دیگه اون دوست قبلی نیستم... چون تو یاسمن قبلی نیستی

من و تو.. شاید تا آخر عمرمون همدیگه رو ببینیم..شاید همیشه با هم رو در رو بشیم

اما...

 

من از همین جا... جلوی همه ی کسایی که تا این جا درد و دل های من رو خوندن می خوام برای همیشه ازت خداحافظی کنم

 

برای همیشه

 

البته برای تو که فرقی نمی کنه..

اما شاید این جوری بتونم با خودم کنار بیام

شاید بتونم برای اولین بار هم که شده خودم رو پیدا کنم

من دیگه قایق شیشه ای نیستم... من دیگه از جنس شیشه نیستم..

می خوام خودم رو از نو بسازم

از جنس خودم..

از جنس احیایات و منطق خودم

 

 

از همین جا از همه ی کسایی که من رو همراهی کردن خیلی تشکر می کنم

 

امیدوارم هر جا که هستین موفق باشین

خداحافظ وبلاگ... خدا حافظ قایق شیشه ای... خداحافظ وبلاگ نویسی...

خدا حافظ یاسمن..

 

 

 

     

 


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 17:31 توسط : قایق شیشه ای
چهارشنبه 22 شهریور1385
من اشکاتو می بینم.. تو چی؟؟

 

 

ماهي به آب گفت :

تو نميتوني اشكاي منو ببيني

, چون من توي آبم...

آب جواب داد :

اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم

چون تو توي قلب مني

راستی..

تو هم توی قلب منی..

من همیشه اشکاتو می بینم..

صدات توی گوشمه..

هنوزم به فکرتم

می گما؟

تو هم اشکای منو می بینی؟؟

 

 

 

آهنگ این پست تقدیم به همه ی دوستان عزیزم

پیاده (واران)


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 14:19 توسط : قایق شیشه ای